پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٠ - نگاهى به سلوك و گرايشهاى مأمون
مادر مأمون از كنيزان دربار عباسيان بود، به نام «مراجل». همين كنيززادگى مأمون سبب شده بود تا عباسيان به ديده حقارت در او بنگرند. لذا مأمون بر آن شد تا عليرغم ديگر افراد خاندان عباسى كه دشمنترين افراد نسبت به خاندان رسالت و شيعيان آنان بودند، تظاهر به تشيع كند.
دوم: او مىخواست با تظاهر به شيعه بودن و خوشرفتارى با شيعيان و خدمت به آنان زمينهاى فراهم كند تا شيعيان كه در خفا به سر مىبردند، خود را بنمايانند و بدين ترتيب دستگاه حكومت آنان را شناسايى كند. برخى فرمانهايى كه مأمون صادر مىكرد، نشاندهنده اين حقيقت است.
سوم: هدف ديگرى كه مأمون از اين اقدام دنبال مىكرد، سركوب قيام شيعيان به رهبرى «ابو السرايا» بود. او از پاى در آوردن اين قيام و ناكارآمد كردن آن را در گرو مهربانى و خدمت به شيعيان مىديد.[١]
نگاهى به سلوك و گرايشهاى مأمون
برخلاف امين كه بيشتر اوقات خود را به خوشگذرانى و بيهودهگرايى سپرى مىكرد تا دورانديشى و جديت در امور، مأمون پيش از رسيدن به خلافت زندگى توأم با كوشش، فعاليت و تظاهر به پارسايى و زهد داشت.
شايد سرّ اين امر در آن بود كه مأمون احساس مىكرد همانند برادرش امين از جهت مادر داراى اصالت و تبار نيست. از ديگر سو آيندهاى روشن پيش روى خود نمىديد و مىدانست مورد توجه و رضامندى خاندان عباسى نيست، بلكه مطمئن بود كه از سوى آنان به عنوان خليفه و حاكم مقبوليت ندارد، پس
[١] . ر. ك: حياة الامام الجواد عليه السّلام/ ٢٢١- ٢٢٥.