پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٨ - توحيد
توحيد
روزگار امام جواد عليه السّلام شاهد شبههپردازى و توهمافكنى بسيارى درباره توحيد بود. اين جو از سوى كسانى به وجود مىآمد كه نسبت به اسلام كينهاى سخت داشتند و در تشكيك نسبت به اصول دين هيچ مانعى پيش روى خود نمىديدند. آنان بر آن بودند تا با القاى شبهه، اعتقادات مسلمانان را متزلزل و آنان را در اصول دين و اعتقاداتشان گرفتار شك و ترديد كنند. تلاش آنان گسترده، اما بىاثر بود، چرا كه شخصيتى علمى و برخوردار از علم الهى، همچون امام جواد عليه السّلام خواب خوش آنان را برآشفته، شبهههاىشان را باطل و مردود مىنمود. در اينجا مواردى از پاسخ امام جواد عليه السّلام را به شبههسازان مىخوانيم:
١. راوى مىگويد: «از ابو جعفر درباره توحيد پرسيده، گفتم: او (خدا) را در وهم خود «شيئى» بپندارم؟
امام جواد عليه السّلام فرمود: آرى، اما نه معقول [كه بپندارى مىتوانى به كنه ذات او برسى] و نه محدود [كه او را در جايى و اندازه و شكلى محدود بدانى]. [و بدان كه] هرچه در وهم تو پديد آيد [به يقين خداوند] برخلاف آن است [، چرا] كه چيزى در اوصاف، به او همانند نيست و اوهام و انديشه [كه تنها محسوس را درك مىكنند] نمىتوانند پى به ذات او ببرند. چگونه وهم مىتواند چيزى را درك كند كه خلاف معقول و تصورات وهم است؟ بهيقين تنها مىتوان او را شيئى دانست كه نه معقول است و نه محدود.[١]
٢. نيز روايت شده است كه: «از ابو جعفر ثانى عليه السّلام پرسيده شد: مىتوان خدا
[١] . اوصل كافى ١/ ٦٤.