پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٦ - ٤ زمينهسازى براى امامت زودهنگام حضرت هادى عليه السلام
دوست دارم از آن مردى عرب باشد، اما حال كه سخن از مباهله به ميان آمد، ديگر جايى براى پنهان كردن حقيقت وجود ندارد [و آنچه در نامه آمده و خيرانى مىگويد حقيقت است].
حاضران فرصت را از دست نداده به حضور ابو الحسن (امام هادى) عليه السّلام رسيده، بر حضرتش به عنوان امام سلام دادند».[١]
ب) از اسماعيل بن مهران نقل شده است كه گفت: «نخستين بارى كه ابو جعفر عليه السّلام از مدينه روانه بغداد شد، به حضرتش گفتم: فدايت گردم، در اين سفر بر [جان] تو بيم دارم. امامت پس از تو بر عهده كيست؟ ابو جعفر عليه السّلام رو به من كرد و فرمود: آنگونه كه مىپندارى غيبت (وفات) من در اين سال نيست.
دومين بارى كه ابو جعفر عليه السّلام از سوى معتصم فراخوانده شد، نزدش رفته عرضه داشتم: فدايت گردم، تو مىروى [بگو تا بدانيم كه] امامت پس از تو بر عهده كيست؟
او آنچنان گريست كه محاسنش تر شد، سپس به من فرمود: از اين [سفر] بر [جان] من بيم مىرود. امامت پس از من بر عهده فرزندم على است».[٢]
ج) از «محمد بن حسين واسطى» نقل شده است كه از «احمد بن ابى خالد» غلام ابو جعفر عليه السّلام شنيده است كه مىگفت: «ابو جعفر مرا بر اين وصيت كه نوشته شده بود به گواهى گرفت كه: احمد بن ابى خالد، غلام ابو جعفر، محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليه السّلام او را به شهادت گرفت كه نسبت به فرزندش على (امام هادى) خواهرانش و نيز موسى[٣] تا آن هنگام كه بالغ شود وصيت كرده است و كار
[١] . الارشاد ٢/ ٢٩٨- ٣٠٠.
[٢] . كافى ١/ ٣٢٣.
[٣] . منظور موسى مبرقع است كه در قم مدفون است.