پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٢ - كامل كردن ابزارها و شيوه علمى
آنان بگو: ... وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ...؛[١] تأويلش را جز خدا و ريشهداران در دانش كسى نمىداند.
اگر بگويند: ريشهداران در علم چه كسانى هستند، بگو: كسى است كه علمش دچار اختلاف نمىشود. اگر بپرسند، او كيست؟ بگو: رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله صاحب چنين علمى بود ... و اگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كسى را در علم خود بر نمىگزيد، به يقين كسانى را كه پس از او به دنيا مىآمدند تباه مىكرد.
نيز فرمود: آيا قرآن براى آنان كافى نيست؟
گفت: آرى بسنده است، مشروط بر اينكه مفسرى براى آن بيابند.
امام عليه السّلام فرمود: رسول خدا آن را تفسير نكرد؟
گفت: چرا، آن را براى يك نفر تفسير و آن مرد را به امت معرفى كرد كه او همان على بن ابى طالب عليه السّلام است ...[٢]
نيز حضرتش فرمود: «محكم (صريح) [قرآن] دو چيز نيست و نبوده، بلكه يك چيز است. پس هركس حكمى كند كه در آن اختلافى [با محكم] وجود نداشته باشد، براساس حكم خداى- عزّ و جلّ- حكم نموده و هركس در چيزى حكم كند كه با محكم اختلاف داشته و حكم خود را درست بداند بر اساس حكم طاغوت حكم كرده است».[٣]
ب) از ديگر روشهاى علمى آن حضرت واجب دانستن عمل به احاديث امامان عليه السّلام بود كه در كتابهاى مورد اعتماد و مستند آمده بودند. در اين باب روايتى را مرور مىكنيم:
از «محمد بن حسن بن ابو خالد شنبوله» نقل شده است كه گفت: «به
[١] . آل عمران/ ٧.
[٢] . كافى ١/ ٢٤٥.
[٣] . همان/ ٢٤٨.