پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٥ - ٢ جامعه اسلامى و امامت زودهنگام در مدرسه اهل بيت عليهم السلام
دانش: فقه، تفسير، كلام، حديث، اخلاق و ديگر دانشهاى اسلامى متمايز و برجسته بودند. بنابراين با برخوردارى شيعيان از چنين مرتبه علمى و فكرى ديگر ممكن نبود كسى بدون نشانه محكم، پشتوانه مستند و دليل منطقى و معقول كه براى پذيرندگان امامت زودهنگام قانعكننده باشد، تسليم چنان امامتى شود. شايان توجه است كه در آن شرايط پذيرش امامت چنين فردى به معناى در چالش شدن با تمام تنگناهاى آن روز بود كه تنها رهاوردى كه براى ايمانآورندگان به آن امامت داشت، محدوديت، فشار، تعقيب، تهديد و كشته شدن بود.
دانشمندى پنجاه- شصت ساله را تصور كنيم كه بر تمام رشتههاى علمى احاطه كامل دارد و بر همين اساس و بدون اينكه امام باشد، ادعاى امامت كند.
طبيعى به نظر مىرسد كه عدهاى به دانش فراوان، هوشمندى و ... ادعاى او را پذيرفته، بدو ايمان آورند و چنين فرضى ممكن باشد. در مورد يك طايفه دانشاندوخته و كماليافته وضع به گونه ديگرى است كه بىترديد كودكى نه ساله نمىتواند مجرد داشتن ادعاى دروغين امامت، طايفهاى را با آن مرتبه از كمال و دانش و داراى بزرگترين مدرسه علمى و فكرى در تمام جهان اسلام بفريبد. فراموش نكنيم كه دانشآموختگان اين مدرسه، در سراسر جهان اسلام آن روز، مانند: كوفه، قم، مدينه منوره حضور فعال داشته و با امام جواد عليه السّلام در ارتباط بودند، پاسخ سؤالهاى خود را از او مىخواستند و وجوه شرعى و هداياى شيعيان را از جاىجاى جهان اسلام براى او مىبردند. بىترديد پرورشيافتگان چنين مدرسهاى با آن درك و بينش فراگير ممكن نبود بىدليل و مدرك، كودكى را كه امام نبود به امامت پذيرفته و از ماهيت او و ادعايش غافل باشند.