پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٤ - ٢ جامعه اسلامى و امامت زودهنگام در مدرسه اهل بيت عليهم السلام
به طور مستقيم و رودررو با آن حضرت ارتباط داشتند و مسائل دينى و مشكلات روحى، معنوى و اخلاقى خود را از او مىپرسيدند.
وانگهى امام جواد عليه السّلام در نخستينبارى كه نزد مأمون حاضر شد، با اصرار از وى خواست تا به او اجازه بازگشت به مدينه دهد و مأمون خواسته او را اجابت كرد و امام عليه السّلام به مدينه بازگشت و بيشتر عمر خود را در آن سامان سپرى كرد. بدين ترتيب، امام جواد عليه السّلام هماره در جمع طبقات مختلف مسلمانان، از جمله شيعيان معتقد به امامت و رهبرىاش حضور داشت و آنان حضرتش را مىديدند.
بنابراين، فرض نخست مردود است، چرا كه برخلاف طبيعت روابطى است كه از آغاز، ميان امامان اهل بيت عليهم السّلام و پايگاههاى مردمىشان به وجود آمده بود. ديگر آنكه امام جواد عليه السّلام زيرنظر خليفه عباسى بود و در ماجراى ازدواج آن حضرت با ام الفضل دختر مأمون، ديگر عباسيان نسبت به اين اقدام مأمون اعتراض داشتند و اين بهترين گواه بر بطلان فرض اول است.
دوم: شيعيانى كه در آن هنگام امام جواد عليه السّلام را پذيرفتند از نظر فكرى و علمى در سطحى نبودند كه درست و نادرست بودن اعتقاد خود را نسبت به امامت كودكى كه فقط مدعى است و امام نيست بازشناسند.
اين فرض نيز از سوى تاريخ و سابقه اين طايفه و سطح دانشى كه به دست آورده بودند مردود است، چرا كه طايفه شيعه پرورشيافتگان محضر امام باقر عليه السّلام و امام صادق عليه السّلام بودند و مدرسه سترگ انديشه اسلامى را در كل جهان اسلام شكل مىدادند؛ مدرسهاى كه دو نسل پياپى را دربر مىگرفت كه شاگردان امام صادق عليه السّلام و امام كاظم عليه السّلام و شاگردان دانشآموختگان اين مكتب بودند. دو نسل فرهيخته و دانش اندوخته كه در رأس شيعه قرار داشتند، در