پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦١ - دختر مأمون در كابين امام جواد عليه السلام
همگى گفتند: به خدا سوگند نه و امير المؤمنين خوب مىداند كه چه كند و كه را بگزيند.
مأمون گفت: واى بر شما، اين خاندان از ميان تمام خلق به برترى در فضل و دانش، ويژگى يافتهاند و خردسالى، آنان را از داشتن مراتب والاى كمال باز نمىدارد. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دعوت خود را با امير المؤمنين على بن ابى طالب كه ده سال داشت آغاز كرد و اسلام او را پذيرفت و او را مسلمان خواند و كسى غير از او در چنين سنى به ايمان به خود نخواند. حسن و حسين كه كمتر از شش سال داشتند با حضرتش بيعت كرد و او پذيرفت، اما با خردسالانى جز آنان بيعت نكرد. اين را مىدانيد؟
حتما مىدانيد كه خداى- عز و جل- اين خاندان را به چه چيزهايى ويژگى بخشيد؟ اينان [كسانى هستند كه قرآن دربارهشان فرموده:] «ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ»[١] ...؛ فرزندانى كه بعضى از آنان از [نسل] بعضى ديگرند.
و هرچه را براى نخستين آنان مقرر فرموده، آخرين ايشان را نيز از آن بهرهمند مىكند.
گفتند: راست گفتى اى امير المؤمنين.
آنگاه برخاسته، مجلس را ترك كردند.
چون روز بعد در رسيد، مردم فراخوانده شدند و ابو جعفر عليه السّلام نيز حضور يافت. سرداران، پردهداران، خواص و كاركنان دربار به حضور رسيدند تا به مأمون و ابو جعفر عليه السّلام شادباش و تبريك گويند. سه طبق سيمين به مجلس آورده شد كه گوىهايى تهيه شده از مشك و زعفران در آن قرار داشت. در
[١] . آل عمران/ ٣٤.