پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٠ - دختر مأمون در كابين امام جواد عليه السلام
ابو جعفر به او فرمود: مردى در اول روز به زنى نگاه كرد و اين نگاه او حرام بود و چون چاشت فرا رسيد، آن زن بر او حلال شد و در نيمه روز زن بر او حرام شد و هنگام عصر مجددا بر آن مرد حلال شد. با غروب خورشيد حرام شد و زمان فرا رسيدن شامگاه، آن زن بر آن مرد حلال شد. نيمه شب حرام شد و چون سپيده سرزد، بر او حلال شد. حال اين مطلب را روشن كن كه اين زن چگونه بر مرد حلال و حرام مىشد؟
يحيى بن اكثم گفت: به خدا سوگند، نمىتوانم به پاسخ اين مسأله دست يابم و وجوه آنرا نمىدانم. خوب است خود، آن را بيان فرمايى.
ابو جعفر عليه السّلام فرمود: اين زن، كنيز شخصى بوده است كه نگاه نخستين آن مرد به او حرام بود. چون چاشت شد او كنيز را از صاحبش خريد و بدين ترتيب بر او حلال شد. به هنگام ظهر او را آزاد كرد و زن بر او حرام گرديد و عصر هنگام او را به عقد خود درآورد و زن بر او حلال شد. چون خورشيد غروب كرد، مرد او را «ظهار»[١] كرد و زن بر او حرام گرديد و شامگاه كفاره ظهار را داد و زن بر او حلال شد. چون نيمه شب فرا رسيد زن را طلاق داد و بدين صورت زن بر او حرام گرديد و سپيدهدم او را مجددا به عقد خود درآورد و زن بر او حلال شد.
ريان مىگويد: مأمون رو به خويشاوندانش كه در مجلس حضور داشتند كرده، گفت: آيا در ميان شما كسى يافت مىشود كه پاسخ اين مسأله را اينگونه بدهد؟
[١] . مردى كه همسرش را به مادر خود تشبيه كند، همسرش بر او حرام مىشود و براى حلال شدن و رجوع كردن بايد كفاره بدهد. اين عمل را كه با جمله« أنت علىّ كظهر أمى»؛ تو براى من همانند پشت مادرم هستى» و با قصد صورت مىگيرد« ظهار» است.