پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٥٧ - بخش نخست پرورش امام رضا عليه السلام
شانزده سال از سقوط دولت امويان و پيدايش و تأسيس دولت عباسيان گذشته بود و در شرايطى كه دامنه پيروى از اهلبيت و اعلام دوستى نسبت به آنان گسترش يافته، مفاهيم مكتب آنان در انديشه و باور بخش اعظم مسلمانان ريشه دوانده و مهرورزى متقابل ميان خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و جامعه مسلمانان حاكم بود، امام رضا عليه السّلام چشم به جهان گشود.
اين برداشت، در حد پندار نيست، بلكه گفتوگوى امام كاظم عليه السّلام و هارون الرشيد به آن تصريح دارد. زمانى كه هارون الرشيد به امام كاظم عليه السّلام گفت: «تويى كه مردم بهطور پنهانى با تو بيعت مىكنند؟» امام عليه السّلام پاسخ داد: من امام [و حاكم] بر دلها هستم و تو حاكم بر تنها هستى.[١]
نگاهها به نوزادى دوخته شده بود كه بايد در دامان دانش، فضايل و والايىها پرورش يابد تا جايگاهى سترگ در حركت اسلامى داشته باشد و اين نوزاد، «على بن موسى الرضا عليه السّلام» بود. او اندامى كامل و بدون كاستى داشت و بسيار شير مىنوشيد. مادرش در اين مورد مىگفت: «دايهاى به يارىام بياوريد.
از او پرسيده شد: آيا شير [ت] كاستى يافته؟
او گفت: دروغ نمىگويم. به خدا سوگند، شير كاهش نيافته، اما از آن هنگام كه او (امام رضا عليه السّلام) زاده شده، نماز و دعاى من كاستى يافته است».[٢]
امام رضا عليه السّلام در سايهسار والايىها و افتخارات باليد و همانند پدرش امام كاظم عليه السّلام و نياكان ارجمندش آينه تمامنماى ارزشهاى نيكو بود كه از درياى
[١] . الصواعق المحرقة/ ٣٠٩.
[٢] . عيون اخبار الرضا ١/ ٢٤.