پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٠ - بخش سوم پرتوى از شخصيت امام رضا عليه السلام
عبادت] زنده مىداشت. بسيار نيكى مىكرد و فراوان صدقه مىداد كه بيشتر آن، در دل شبهاى تاريك بود.[١]
امام رضا عليه السّلام عليرغم اينكه به منصب ولايتعهدى- كه از نظر ظاهرى بالاترين منصب به شمار مىرفت- رسيد، اما خود به كارهاى شخصى و فردى خويش مىپرداخت و هيچيك از غلامان خود را به انجام آنها نمىگمارد و اين از مكارم اخلاق آن حضرت بود.
گفتهاند: «روزى نياز به استحمام پيدا كرد. از آنجا كه مايل نبود به كسى فرمان دهد تا حمام را براى او آماده كند، به حمام شهر رفت. صاحب حمام تصور نمىكرد كه ولىعهد به حمام عمومى برود [و شايد او را نيز نمىشناخت]، چرا كه شاهان و وابستگان به ايشان در كاخ خود استحمام مىكردند. امام عليه السّلام وارد حمام شد. يكى از لشكريان در حمام در حال شستوشو بود. با ديدن امام عليه السّلام از او خواست تا آب بر سرش بريزد و امام عليه السّلام بدون تكدر خاطر و با كمال سادگى پذيرفت. در همين حال شخصى وارد حمام شد. او كه امام رضا عليه السّلام را مىشناخت بر سر آن سرباز فرياد زده، گفت:
هلاك و بيچاره شدى. آيا پسر دختر پيامبر خدا را به كار مىگيرى؟
سرباز دچار وحشت شده، بر پاى امام رضا عليه السّلام افتاده، بر آن بوسه مىزد و ملتمسانه مىگفت: اى فرزند رسول خدا، چرا آنگاه كه تو را به اين كار واداشتم، سرباز نزدى؟
امام رضا عليه السّلام لبخندى زده، با مهربانى فرمود: اين [كار موجب رسيدن به] پاداش است و من نخواستم از كارى كه پاداش الهى برايم دارد سربرتابم.[٢]
[١] . عيون اخبار الرضا ١/ ١٨٤؛ بحار الانوار ٤٩/ ٩٠- ٩١( به نقل از: عيون اخبار الرضا ١/ ١٨٤) و باقر شريف القرشى، حياة الامام محمد الجواد عليه السّلام/ ٣٥( به نقل از: بحار الانوار ٤٩/ ٩٠- ٩١).
[٢] . نور الابصار/ ١٣٨ و عيون التواريخ ٣/ ٢٢٧( نسخه عكسى).