پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧٣ - ٢ گفتوگو با ارباب اديان
(موجود نخست و يگانه) علم خود را به وسيله چه چيزى به دست آورد، با ضمير و انديشه (صورت ذهنى از شىء) يا به وسيله چيزى ديگرى؟
امام عليه السّلام فرمود: به نظر تو اگر به وسيله ضمير دانسته باشد آيا جز اينكه براى آن ضمير، حد و اندازهاى قرار دهى كه معرفت بدان منتهى شود، راه ديگرى دارى؟
عمران گفت: چارهاى جز اين نيست.
امام عليه السّلام فرمود: آن انديشه و ضمير چيست؟
عمران دم فروبست و پاسخى نداد.
امام عليه السّلام فرمود: اشكالى ندارد. اگر از تو بخواهم كه آن انديشه (صورت ذهنى) را با انديشهاى ديگر بشناسانى [مىتوانى چنين كنى]؟
سپس فرمود: اى عمران، [با اين سخن] ادعاى خود را باطل و تباه كردى.
بهتر است بدانى كه «واحد» با انديشه (صورت ذهنى) وصف نمىشود و به او بيشتر از «فعل»، «عمل» و «صنع» گفته نمىشود و نبايد او را همچون مخلوقات، گوناگون و جزء جزء دانست كه [چنين پندارى از او] توهم است. اين مطلب را درك كن و آنچه را كه درست مىپندارى بر آن بنيان گذار.
عمران گفت: سرور من، حدود آفريدههاى او چه مقدار است؟ چگونه است؟ معناى آن چيست؟ و چند گونه آفريده شده است؟ مرا از اينها آگاه كن.
امام عليه السّلام فرمود: پرسيدى، پس فهم كن [و بدان] كه حدود [و ماهيت و اندازه] آفريدگان ششگونه است: ملموس (سودنى)، موزون (سنجيدنى)، آنچه به ديده آيد و در آن نگريسته شود، آنچه وزن ندارد كه همان روح است و از جمله آنها [نيز] ديدنىهاست كه وزن ندارد، ملموس و محسوس نيست، رنگ و مزه ندارد، تقدير (اندازه نگاه داشتن)، أعراض، صورتها و عرض