پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٣ - نخست پاسخ به انحرافهاى فكرى
بزرگ پرداخته و ساختهاند.[١]
آنگاه امام رضا عليه السّلام دوستان و شيعيان و ديگر مسلمانان را از مراوده و معاشرت با واقفيه منع كرد، باشد كه آنان از عقايد ناسالم خود دست كشيده، عقبنشينى كنند. [يك بار] امام رضا عليه السّلام به «محمد بن عاصم» فرمود: شنيدهام كه با واقفيه مجالست دارى؟
محمد گفت: فدايت گردم، آرى، اما مخالف آنان هستم.
امام عليه السّلام فرمود: با آنان همنشينى مكن».[٢]
امام رضا عليه السّلام در پاسخ شخصى كه درباره واقفيه پرسيده بود، فرمود: واقفى از حق دورى جسته و بر گناه پاىفشارى مىكند و اگر با اين حال بميرد جايگاهش دوزخ است كه فرجامى بس بد است.[٣]
همچنين حضرتش مسلمانان را از دادن زكات به واقفيه منع فرمود.
«يونس بن يعقوب» مىگويد: «به ابو الحسن رضا عليه السّلام گفتم: [اجازه دارم] به كسانى كه معتقدند پدرت همچنان زنده است زكات بدهم؟ امام عليه السّلام فرمود: به ايشان [زكات] ندهيد كه آنان كافر، مشرك و زنديق مىباشند.[٤]
بدين ترتيب امام رضا عليه السّلام توانست از فعاليت و گسترش افكار آنان در ميان ياران و دوستان اهلبيت عليهم السّلام جلوگيرى كند، اما دنياپرستان و پيروان اميال نفسانى اين انديشه نادرست و ويرانگر را پذيرفتند تا بتوانند آن را دستاويزى براى رسيدن به مطامع خود سازند.
[١] . رجال كشى/ ٤٥٨/ حديث ٨٦٨.
[٢] . همان/ ٤٥٧/ حديث ٨٦٤.
[٣] . همان/ ٤٥٥/ حديث ٨٦٠.
[٤] . همان/ ٤٥٦/ حديث ٨٦٢.