پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٢ - نخست پاسخ به انحرافهاى فكرى
«واقفيه» مىپردازيم.
پس از به شهادت رسيدن امام كاظم عليه السّلام امام على بن موسى الرضا عليه السّلام به شمارى از وكلاى امام كاظم عليه السّلام دستور داد تا اموالى كه بهعنوان نمايندگى امام كاظم عليه السّلام در اختيار داشتند براى امام رضا عليه السّلام بفرستند، اما آنان طمع ورزيده، به انگيزه استفاده فردى از اين اموال پاسخ دادند: «پدرت- كه درود خدا بر او باد- نمرده، همچنان زنده است و به امر امامت مىپردازد و هركس او را مرده بخواند ادعايى باطل كرده [و سخنى ناراست بر زبان رانده] است».[١]
اينها توانستند در راه ترويج انديشه خود مبنى بر اينكه «امام كاظم عليه السّلام نمرده است و همو امام منتظر است» عدهاى از مردم را با خود همدل و همصدا كنند. امام رضا عليه السّلام مىبايست در نخستين مرحله از برخورد با اين انديشه ويرانگر، ثابت مىكرد كه پدرش حضرت كاظم عليه السّلام به ديدار حق شتافته است و به همين منظور گام به ميدان مبارزه با اين پديده شوم فكرى نهاد و با روشهاى گوناگونى به رويارويى با آنان پرداخت. اين در حالى بود كه حاكميت، از افكار مخربى همانند افكار واقفيه حمايت كرده، آنان را در تداوم فعاليتشان تشويق مىكرد تا از اين رهگذر رشتههاى دوستى و همدلى كه دوستان و شيعيان اهلبيت عليهم السّلام را به يكديگر پيوند مىداد از هم بگسلاند.
امام رضا عليه السّلام با درك و شناخت كاملى كه از دشمن و توطئههاى او داشت راه چاره را در آن ديد تا به منظور از ميان برداشتن واقفيه و انديشه پليد آنان، به طور آشكار با اين جريان برخورد كند. از اينرو حضرتش، در برابر ياران و اصحاب خود، واقفيه را لعنت كرده، فرمود: خداى آنان را لعنت كند كه دروغى بس
[١] . طوسى، الغيبه/ ٦٥/ حديث ٦٧ و بحار الانوار ٤٨/ ٢٥٣( به نقل از: الغيبه/ ٦٥).