پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٣٥ - ٩ گفتوگوى امام رضا عليه السلام با سليمان مروزى
سليمان گفت: منظور من اين است كه «اراده»، فعلى است «قديم» كه از خدا صادر مىشود.
امام عليه السّلام فرمود: آيا ندانستهاى كه آنچه قديم و لايزال باشد [ممكن نيست] در يك آن و حالت، مفعول، حادث و قديم باشد؟
سليمان پاسخ نداد.
امام عليه السّلام به سليمان فرمود: باكى نيست، پرسش خود را به پايان برسان.
سليمان گفت: گفتم كه «اراده» يكى از صفات اوست.
امام عليه السّلام فرمود: اين را بسيار تكرار كردهاى. [حال بگو كه اين] صفت او حادث است يا ازلى و قديم؟
گفت: حادث است.
امام عليه السّلام فرمود: اللّه اكبر، پس اراده او حادث است و اگر يكى از صفات او بود بايد ازلى و قديم مىبود.
سليمان سخنى بر زبان نياورد.
سپس امام عليه السّلام فرمود: هرچيزى كه ازلى باشد، مفعول نمىشود.
سليمان گفت: اشياء [معلول] اراده او نبوده و [خداوند] اراده [پديد آوردن] چيزى نكرده است.
امام عليه السّلام فرمود: گرفتار وسواس (ماليخوليا) شدهاى. اى سليمان، [به زعم تو، خداوند موجودى را] آفريد و كارى انجام داد كه اراده آفريدن آن موجود و انجام آن كار را نداشته است. چنين توصيفى شايسته كسى است كه نمىداند چه مىكند و خداوند منزه از اين [توصيف] است.
سليمان گفت: اى سرور من، گفتم كه اراده، همانند: شنوايى، بينايى و علم است.