پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٢٤ - ٩ گفتوگوى امام رضا عليه السلام با سليمان مروزى
و علما علّمه ملائكته و رسله، فالعلماء من أهل بيت نبيه يعلمونه»؛
خداى- عز و جل- دو «علم» دارد، علمى مخزون و نهفته كه جز او كسى از آن آگاه نيست و «بداء» از همان [سنخ] است و علمى كه به فرشتگان و پيامبران آموخته است كه عالمان از خاندان پيامبرش (رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله) آن علم را دارند.
سليمان گفت: دوست دارم شاهدى از قرآن درباره «بداء» بياورى.
امام فرمود: آنجا كه خداى- عز و جل- به پيامبر خود مىفرمايد: «فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ[١]؛ [حال كه چنين است] از آنها روى بگردان كه هرگز در خور ملامت نخواهى بود». [خداوند با اين خطاب،] اراده كرده بود كه آن جماعت را هلاك كند، اما براى او «بداء» حاصل شد و فرمود: «وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ[٢]؛ و پيوسته تذكر ده، زيرا تذكر مؤمنان را سود مىبخشد».
سليمان گفت: فدايت گردم، بيشتر بگو.
امام عليه السّلام فرمود: پدرم از پدرانش از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله برايم نقل كرد كه او فرمود: «خداى- عز و جل- به يكى از پيامبران خود وحى كرده، فرمود: به فلان پادشاه خبر بده كه در زمانى معين [كه چندان دور نخواهد بود] جان او را مىستانم.
پيامبر خدا نزد پادشاه رفت و مأموريت خود را به انجام رساند. پادشاه بر تخت سلطنت خود به درگاه الهى چندان دعا كرد كه از تخت به زير افتاد. آن گاه عرضه داشت: خداوندا، چندان مهلتم ده تا اينكه كودكم جوان شود و كارم را به سامان آورم.
خداى- عز و جل- به پيامبر خود وحى كرده، فرمود: نزد آن پادشاه برو و به
[١] . ذاريات/ ٥٤.
[٢] . ذاريات/ ٥٥.