پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٢ - ٢ گفتوگو با ارباب اديان
آنان برحذر باش.
نوفلى مىگويد: امام عليه السّلام لبخندى زده، فرمود: اى نوفلى، بيم آن دارى كه دليل و برهان مرا رد و باطل كنند؟
گفتم: به خدا سوگند، از چنين چيزى بيم ندارم، بلكه اميدوارم كه خداوند تو را بر آنان پيروز گرداند- ان شاء اللّه-.
امام عليه السّلام فرمود: اى نوفلى، مىخواهى بدانى مأمون چه هنگامى پشيمان خواهد شد؟
گفتم: آرى.
امام عليه السّلام فرمود: آن هنگام كه با پيروان تورات براساس تورات، با پيروان انجيل براساس انجيل، با پيروان زبور براساس زبور احتجاج كردم، با صابئيان به زبان عبرانى، با هربدان به زبان فارسى، با روميان به زبان رومى و با صاحبان ديگر [آيينها و] مكتبها به زبان خودشان سخن گفتم و پس از آنكه حجت و ادعاى هريك از آنان را رد كردم و او از اعتقاد و گفته خود دست كشيده، گفته مرا پذيرفت، مأمون خواهد دانست راهى كه در پيش گرفته بيراهه است و او شايسته چنين كارى نيست و آنگاه است پشيمان خواهد شد.
چون صبح فرارسيد، فضل بن سهل نزد حضرت رضا عليه السّلام آمد و گفت:
فدايت شوم، عموزادهات منتظر آمدن شماست و آنان [كه بايد بيايند] آمدهاند.
آيا نزد مأمون مىروى؟
امام عليه السّلام فرمود: زودتر برو و من- ان شاء اللّه- خواهم آمد.
آنگاه امام عليه السّلام وضو ساخت و مقدارى سويق نوشيد و به ما نيز داد، سپس همگى به مجلس مأمون رفتيم. مجلس آكنده از مجلسيان بود و «محمد بن جعفر» نيز همراه گروهى از طالبيان، هاشميان و فرماندهان حضور داشت. با