پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١١ - حفاظت از كيان اسلام
عنوان ابزارى براى خاموش كردن صداى اعتراض مسلمانان استفاده كند و امام عليه السّلام بهعنوان حاكم، اما در دربار تحتنظر قرار گيرد و حاكميت مطلق را خود فضل در اختيار داشته باشد. پيامد ديگرى كه از كشتن مأمون ناشى مىشد شكاف سنگين و جبرانناپذيرى بود كه كيان اسلام را تهديد كرده، وحدت امت اسلامى و دولت را به پراكندگى مبدل مىكرد. امام رضا عليه السّلام كه دريافته بود فضل كيان و موجوديت اسلام را هدف قرار داده نه شخص مأمون، لذا مأمون را از فضل برحذر داشته، از او مىخواست تا در برخورد با فضل جانب احتياط را از دست ندهد.[١]
روزى امام رضا عليه السّلام به مأمون فرمود: «توده مردم به جهت رفتارى كه با من داشتى از تو ناخشنود هستند و نزديكان تو به دليل برخوردى كه با فضل كردى از تو ناخرسند مىباشند. پس به جاست كه مرا از خود دور كنى تا كار تو سامان گيرد».[٢]
همچنين امام رضا عليه السّلام مأمون را از آشوب و جنگهايى كه پس از كشته شدن برادرش امين گريبانگير مردم شده بود و نيز رخدادهايى كه فضل از مأمون پنهان مىداشت، آگاه كرده، به او فرمود: «مردم به جهت جايگاه فضل و برادرش حسن نزد تو و عباسيان به دليل جايگاه من نزد تو و بيعتى كه با من كرده، مرا به جانشينى خود برگزيدهاى، بر تو خشمگين هستند».[٣]
نصيحتهاى امام رضا عليه السّلام به مأمون براساس مصالح عالى اسلام بود، زيرا در صورت فراگير شدن آشوبهاى داخلى و جنگهاى خونين بر سر قدرت، كيان اسلام در معرض فروپاشى و نابودى قرار مىگرفت. از همينرو امام عليه السّلام
[١] . عيون اخبار الرضا ٢/ ١٦٧.
[٢] . نثر الدر ١/ ٣٦٣.
[٣] . تاريخ طبرى ٨/ ٥٦٤.