پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩٣ - سوم مناظره آزادانه امام رضا عليه السلام با پيروان ديگر اديان
برادر، از دوست و همنشين والاتر و بالاتر است».[١]
اين شعر و ديگر اشعارى كه مأمون درباره اهلبيت عليهم السّلام و فضيلت آنان سرود، بعدها ثمر بخشيد و هشت سال پس از شهادت امام رضا عليه السّلام؛ يعنى سال ٢١١ ق مأمون فرمان داد تا ندا دردهند: «هركس از معاويه به نيكى ياد كند، او را از قيد اسلام رها مىدانم و [آگاه باشيد كه] پس از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله على بن ابى طالب [عليه السّلام] برترين خلق خداست».[٢]
سوم: مناظره آزادانه امام رضا عليه السّلام با پيروان ديگر اديان
مأمون، امام رضا عليه السّلام را آزاد گذارده بود تا اعتقادات، انديشهها و آراى سياسى خود را بر زبان آورد. او به فضل بن سهل دستور داد تا به منظور فراهم شدن زمينه بحث و گفتوگو براى امام عليه السّلام، اصحاب آرا و انديشهها را گرد آورد. او نيز عالمانى گرد آورد كه «جاثليق» (معرب كاتوليك) رئيس اسقفها، «رأس الجالوت» دانشمند يهودى، رؤساى صابئى (مندايى) ها، بزرگان مجوسى هند، پيروان زرتشت، عالمان روم و متكلمان از آن جمله بودند. امام رضا عليه السّلام براساس كتابهاى معتبر آنان با ايشان به محاجّه و بحث پرداخت كه پس از استناد به منابع محترم نزد ايشان، دلايلشان را مردود و باطل خواند، در نهايت، همگى تسليم گفتار او شده، به درست بودن انديشه و افكار او اعتراف كردند.
جاثليق، پس از مناظرهاى طولانى كه با امام عليه السّلام داشت، گفت: «القول قولك،
[١] . تذكرة الخواص/ ٣٢٠( به نقل از: صولى، كتاب الاوراق):
|
لا تقبل التوبة من تائب |
إلّا بحب ابن أبي طالب |
|
|
أخو رسول اللّه حلف الهدى |
و الأخ فوق الخلّ و الصاحب |
|
[٢] . همان/ ٣١٩ و تاريخ الخلفاء/ ٢٤٧.