پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩٢ - دوم به كارگيرى ابزار تبليغاتى به نفع امام رضا عليه السلام
و پدران و نياكان او مناسب يافته بودند، خطابهها و اشعار فراوان خود را كه از فضايل و مناقب او و اهلبيت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله حكايت مىكرد نثار آن بزرگوار مىكردند. اين رويه بدون استثنا سراسر گستره اسلامى را فراگرفته بود.
وضعيت موجود بر تعميق پيوند با امام عليه السّلام و پذيرفتن انديشهها و آراى امام عليه السّلام كه با روش سليم شريعت اسلامى همسو بود، دلالت داشت. باتوجه به اين امر كه رسانههاى تبليغاتى نه در دست امام عليه السّلام كه در دست مأمون و دستگاههاى وابسته به او قرار داشت، حال اگر امام عليه السّلام تن به ولايتعهدى نمىداد، ممكن نبود كه مفاهيم، معارف و آموزههاى اهلبيت عليهم السّلام اينچنين گسترش يابد.
مأمون در سرودن شعر، گوى سبقت را از ديگران ربوده بود. او پس از ولايتعهدى امام رضا عليه السّلام شعرى درباره آن حضرت سرود كه در آن آمده است:
«مرا به جهت دوستى و محبت ابو الحسن (امام على «ع») ملامت مىكنند؛ و از نظر من اين كار آنان از شگفتىهاى اين روزگار است.
[او] جانشين بهترين مردم و نخستين كسى است كه؛ در نهان و آشكار پيامبر خدا را يارى كرد».[١]
و نيز سروده است:
«توبه هيچ توبهكننده پذيرفته نمىشود؛ مگر اينكه با محبت و دوستى [على] فرزند ابو طالب همراه باشد.
همو كه برادر رسول خدا و همپيمان هدايت است؛ و [پرواضح است كه]
[١] .
|
ألام على حبّ الوصي أبي الحسن |
و ذلك عندي من عجائب ذي الزمن |
|
|
خليفة خير الناس و الأول الذي |
أعان رسول اللّه في السر و العلن |
|