پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٦ - امام رضا عليه السلام و موضعگيرى سياسى
عليه مأمون، ياران «محمد بن سليمان علوى» در مدينه گرد آمده، از او خواستند تا كسى را نزد امام رضا عليه السّلام فرستاده، او را به قيام دعوت كند. محمد يكى از پيشنهاددهندگان را نزد امام عليه السّلام فرستاد و امام عليه السّلام در پاسخ فرمود: «پس از گذشت بيست روز خواهم آمد».
آنان مدتى درنگ كردند و چون هجده روز سپرى شد سپاه عباسى به جنگ با ايشان پرداخته، قيام آنان را در آغاز كار خنثى كردند.[١]
در حالىكه امام رضا عليه السّلام به رهبران خط نظامى اختيار مطلق مىداد و آنان به مراجعه مستمر و نظرخواهى از حضرت نيازى نداشتند و ايشان از دور بر رويدادها و موضعگيرىها نظارت مىكرد. به دليل شرايط خاص سياسى، مسلمانان از نحوه برخورد امام رضا عليه السّلام تصور مىكردند كه ايشان با انقلابيون رابطهاى ندارد. زمانى كه «محمد بن جعفر صادق عليه السّلام» بر آن شد تا در روزى معين قيام كند، امام رضا عليه السّلام خطاب به او فرمود: فردا قيام مكن كه اگر قيام كنى شكست خواهى خورد و يارانت كشته مىشوند.[٢]
ماجراى بالا خود گواهى است بر اينكه حضرت رضا عليه السّلام به دور از چشم نامحرمان، بر تمام رويدادهاى انقلابى اشراف و نظارت داشت.
دو سال از به قدرت رسيدن مأمون سپرى شده بود؛ يعنى در سال ٢٠٠ ق.
مأمون نامهاى به امام رضا عليه السّلام نوشت و از او خواست تا به خراسان برود. امام رضا عليه السّلام در پاسخ به درخواست مأمون، عذر مىآورد و بهانهتراشى مىكرد، اما مأمون همچنان پافشارى كرده، امام عليه السّلام را به خراسان فرامىخواند. امام عليه السّلام دريافت كه مأمون از خواسته خود منصرف نخواهد شد، لذا به درخواست
[١] . عيون اخبار الرضا ٢/ ٢٠٨.
[٢] . اصول كافى ١/ ٤٩١؛ مناقب آل أبى طالب ٤/ ٣٦٨؛ بحار الانوار ٤٩/ ٥٧.