پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٢ - نخست دميدن روح پيروى از رسول خدا صلى الله عليه و اله
نمونه بارز بشرى كه در مقام حاكم، الگوى حاكمان و در مقام دانش الگوى فقيهان و ديگر مسلمانان و گروهها بود، به همگان مىشناساند. او كه فرصت را براى دعوت به پيروى از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله مناسب يافته بود، رواياتى درباره اخلاق پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از پدران خود نقل مىكرد.
آن حضرت روايتى از امام حسن مجتبى عليه السّلام از امير المؤمنين عليه السّلام درباره اخلاق پيامبر صلّى اللّه عليه و اله نقل كرده، فرمود:
روش رفتارى او (پيامبر «ص») در آن بخش از وقتش كه به امت مىپرداخت چنين بود كه: اهل فضل را مقدم مىداشت و اين وقت را براساس برترى ايشان در ديندارى به آنان اختصاص مىداد. برخى از اين افراد يك حاجت و برخى ديگر دو حاجت و گروهى چندين حاجت داشتند.
[پيامبر صلّى اللّه عليه و اله] به كار آنان مىپرداخت و با خبرگيرى از احوال امت و آنچه كه بايد، ايشان را به كارهايى مىگمارد كه سامان يافتن آنان در آن مىبود. آنگاه مىفرمود:
حاضران، غايبان را [از آنچه در اينجا گذشت] آگاه كنند. [و اى جمع حاضران،] آن كس كه نمىتواند نياز خود را به اطلاع من برساند شما مرا از نياز او آگاه كنيد ...
[آنگاه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود:] رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله تنها در موردى زبان به سخن مىگشود كه به او مربوط بود ... بزرگان و كريمان قوم را گرامى داشته، آنان را بر قومشان مىگمارد ... جوياى حال اصحاب خود مىشد و از مردم درباره آنچه در ميان ايشان مىگذشت پرسش مىكرد ... بهترين ايشان نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و اله كسى بود كه [در دين و دانش] برتر و خيرخواهىاش براى مسلمانان فراگيرتر بود و آنكه همدردىاش نسبت به ديگران بيشتر، منزلتش نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و اله والاتر بود ... خوى نيكوى او همه مردم را دربرگرفته، او براى آنان چونان پدرى مهربان بود و در عرصه حق، آنان از نظر او يكسان بودند.