پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٠ - اصلاحات اقتصادى
كه پايهگذاران آن، از حمايتهاى بىدريغ حاكمان بهرهمند بودند، چرا كه با اين مكتبهاى گمراهكننده مردم را سرگرم كرده، از عرصه سياست و اقتصاد و نيز از مطالباتشان و فراخوان به ايجاد تعادل اقتصادى، دور مىكردند. با اندك تأملى در زندگى اين مكتبسازان مىبينيم كه برخلاف ادعاهايى كه داشتند و مردم را بدان فرامىخواندند، خود از خوان رنگين حاكمان مىخورند و از اموال به يغما رفته مسلمانان كه در دست خليفگان بود برخوردار بودند، آنسان كه گويى هرگز مفهوم زهد و تصوف را نشناخته و اين واژهها را نشنيدهاند. همين مدعيان با آن رفاه و آسايشى كه به بركت «جعل» خود بدان دستيافته بودند، بر امام رضا عليه السّلام خرده مىگرفتند و چنين وانمود مىكردند كه از دنيا دل بريدهاند. از ديگرسو با درنگ در زندگى امام رضا عليه السّلام او را سرآمد زاهدان واقعى مىيابيم، چرا كه حضرتش در خانه خود و دور از چشم اغيار، در تابستان بر حصير مىنشست و در زمستان، فرشى از مو [ى بز] زيرانداز خود كرده، هماره جامههاى خشن پشمى بر تن مىكرد و چون به ميان مردم مىرفت لباسهاى گرانبها و فاخر مىپوشيد.[١]
جمعى از صوفيان بر امام رضا عليه السّلام وارد شده، به حضرتش گفتند: «امامت از آن كسانى است كه خوراكى خشك و ناگوار بخورند، جامه خشن بپوشند، بر الاغ سوار شوند و به ديدار بيماران بروند!
امام رضا عليه السّلام به آنان فرمود: يوسف عليه السّلام پيامبر بود [، اما] لباس ديباى زربفت بر تن مىكرد، بر بالشهاى فرعون تكيه مىزد و فرمان مىراند. آنچه از امام خواسته شده است دادگرى است و چون سخن گويد راستى در پيش گيرد و آنگاه كه قضاوت كند دادگرى ورزد
[١] . عيون اخبار الرضا ٢/ ١٧٨.