انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣١ - مهمانان نا شناخته
مهمانان نا شناخته
«هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ الْمُكْرَمِينَ»
آيا خبر مهمانهاى بزرگوار ابراهيم به تو رسيده است؟
«إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ»
آنگاه كه بر او وارد شده سلام گفتند، گفت سلام برشما، (ولى باخود گفت اينان) گروهى ناشناسند.
مهمانانىكه بر حضرت ابراهيم عليه السلام وارد شدند انسان نبودند؛ بلكه در واقع فرشتههاى بودند كه بهشكل انسان نزد ابراهيم عليه السلام آمده بودند. وقتىكه آنان بر حضرت ابراهيم عليه السلام وارد شدند، گفتند: سلام عليكم، ابراهيم عليه السلام نيز در جواب آنان فرمودند عليكم السلام اى جمعيتى كه براى من نا شناخته هستيد. ابراهيم عليه السلام فرشتهها را نشناخت؛ آنان بهصورت ظاهر انسان بودند؛ ولى ابراهيم عليه السلام بهخوبى متوجه گرديد كه مهمانان او انسانهاى معمولى نيستند، از نحوه كلام و بيانشان فهميد كه آنان بدون هدف در منزل او نيامدند. «قالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ» بعضى از مفسّرين گفتهاند كه ابراهيم عليه السلام زمانىكه جواب سلام مهمانان را گفت، جمله" ناشناخته" را در زبان خود جارى نساخت؛ بلكه در قلب خود گفت كه اين قوم براى من ناشناختهاند، براى چه در اين وقت شب، به