انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٦ - بندگى بدون قيد و شرط
بندگى بدون قيد و شرط
«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»
عرض كردم كه علت غايى تمام كائنات تكامل است و تمام موجودات عالم از خود، كمال دارد. در اينجا سؤال اساسى متوجه انسان مىشود كه آيا كمال انسان در چيست؟ انسان تنها به بدن فيزيكى خلاصه نمىشود كه فقط بخورد و بخوابد و توليد مثل كند، در حالىكه بدن فيزيكى يك جزء انسان است و جزء مهمترى آن روح است؛ براى اينكه ادراك، علم، شعور، عواطف، ايثار، فداكارى، علاقه به علم و كمال، همه مربوط بهروح انسان مىباشد، علاوه بر آن، بدن فيزيكى انسان مادى است و هيچ شعورى از خود ندارد، تمام كمالات انسانى مربوط به روح مىشود، ارزش روح به حدى است كه خداوند متعال جل جلاله نسبت به آن يكنوع مباهات مىكند و مىفرمايد: «ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ»[١] هدف خلقت و تكامل جن و انس اين است كه مرا عبادت و پرستش كند." عبد" يعنى بنده، كسىكه بنده است سرتا پاى بايد مطيع و فرمانبردار مولاى خود باشد و هرچيزى را كه مولاى او بگويد، بدون چون و چرا بايد بپذيرد، برده دارى در سابق رواج داشت، در جنگها وقتىكه انسانها بر طرف مقابل خود غالب مىشدند، كسانى را به بردگى خود مىگرفتند و يا كسى را براى بردگى خود مىخريدند. در جنگها معمول بوده است كه اسيران را به بردگى مىگرفتند، كسىكه برده مىشد اختيار از دستش خارج
[١] - مومنون/ آيه ١٤