انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٠ - آرزوى عذاب قيامت
يكجا در زمين ميافتد، وقتى بيافتد ممكن است گردن انسان بشكند، ممكن است بميرد. شعر سعدى در واقع به كسانى برمىگردد كه معصيت خدا را انجام مىدهند، از دستورات پروردگار خود سر پيچى مىكند، اين در حالى است كه خدا محتاج به عبادت كسى نيست و نه معصيت كسى به او ضرر مىرساند. معصيتكار در واقع بر خود ظلم و ستم مىكند. با دستهاى خود فيض پروردگار را از خود دور مىكند.
آرزوى عذاب قيامت
«فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوباً مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحابِهِمْ فَلا يَسْتَعْجِلُونِ»
رسول من، آنانىكه اكنون معصيت مىكنند و به ارشادات تو گوش نمىدهند، مثل كسانىكه قبل از اينها بودند و با پيغمبران خود مخالفت مىكردند، معصيت خدا را انجام مىدادند، حصههاى بزرگى از عذاب خدا را به همراه دارند. اينها نيز مانند امتان قبل، از عذاب پروردگارشان سهم مىگيرند. رسول من! آنان بر تو ستم نكردهاند، بلكه بر خود ستم كردهاند. به آنان بگو كه براى رسيدن به عذاب عجله نكنيد، عذاب به شما حتماً مىرسد. بعضى اوقات كه حضرت پيغمبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم از عذاب خدا و روز قيامت صحبت مىنمود، كفار و مشركين مىگفتند: كجاست قيامت؟ كجاست دوزخ؟ كجاست عذاب خدا؟ زدو باش! چرا معطل هستى؟ چرا ما را به دوزخ نمى برى؟ اين مردم لجباز بهجاى اينكه توبه كنند، يا از پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم معذرت بخواهند، طلب عذاب مىنمودند. به همين مناسبت قرآن مجيد مىفرمايد: رسول من، به آنان بگو عجله نكنيد،