انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٧ - اجتناب از باطل گرايى
مانند همان آبهاى خيالى است كه ابتداء انسان را بهسوى خود مىكشاند؛ ولى در واقع چيزى وجود ندارد و فقط انسان را فريب مىدهد.
اجتناب از باطلگرايى
چه خوب است كه تمام اعمال انسان مطابق حق باشد. انسان در گفتار، پندار، رفتار، افكار، نشستن، برخواستن، خوردن و آشاميدن، در همهى موارد مطابق حق عمل كند. و نبايد بدون تحقيق، دليل، و بدون اينكه چيزى را بفهمد، كارى را انجام دهد كه جبران آن سنگين و مشكل باشد. انسان نه برخود ضرر برساند و نه بر ديگران، بعض اوقات انسان كارى را انجام مىدهد كه براى ديگران نيز ضرر مىرساند. بهعنوان مثال، انسانهاى شهوت پرست، تنها خودشان به شهوترانى مشغول نمىشوند؛ بلكه يكعدهاى ديگر را نيز بهسوى آن مىكشانند. شهوت پرستى كار بسيار خطرناك است. شهوتپرستى يعنى نابودى، شهوت پرستى يعنى دورى از حقيقت. قرآن انسان را از شهوتپرستى منع مىكند. قرآن كتاب عجيبى است. در اين مورد شما چه فكر مىكنيد؟ آيا كدام قانون يا كدام كتابى را سراغ داريد كه مثل قرآن براى پيروان خود نسبت به حقيقت اين چنين تاكيد داشته باشد؟ اين موضوع يك اصل كلّى براى زندگانى انسان است؛ اگر انسان در زندگانى خود افكار باطل داشته باشد و بهسوى باطل حركت كند؛ حق را باطل و باطل را حق بداند، از انسانيت خود فاصله مىگيرد و در مسير حيوانيت مىرود. اگر انسان از حق پيروى كند، از باطلگراى و باطل پرستى دور شود، به كمال انسانى خود نزديك و آخرت انسان بيمه مىشود.