انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٥ - آرزوى بچه گانه
علت خلقت را رحمت خود بيان مىكند، يعنى من چيزى را خلق نكردم جز اينكه بخواهم رحمت خود را بر او بگسترانم؛ اگر آنان از رحمت من فرار كند مربوط به خودشان است. واقعاً تا انسان هدايت نشود عبادت هم نمىتواند، بايد انسان در ابتداء هدايت شود تا بتواند عبادت پروردگار خود را بهجا آورد. ظاهراً هر دو آيه معناى واحدى را مىرساند، چونكه انجام عبات بدون رحمت پروردگار دشوار است. در آيه ديگر مىفرمايد: «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ»[١] خدا كه مرگ و حيات را آفريد، براى اين بود كه شما را آزمايش كند، شما را مورد امتحان قرار دهد تا كدام يك از شما عمل نيك را انجام مىدهيد. آزمايش در واقع همان تكليف است كه تكليف نيز از سلسله مراتب عبادت است؛ اگر تكليف وجود نداشته باشد عبادت هم صورت نمىگيرد.
آرزوى بچهگانه
در اينجا يك مطلبى ديگر نيز وجود دارد، ممكن است كسى سؤال كند كه اگر خداوند جل جلاله به هدف عبادت ما را خلق كرده است، چرا براى ما تكليف قرار داد؟ در حالىكه او به عبادت بندگانش محتاج نيست. چرا از همان ابتداى خلقت ما را بدون تكليف به بهشت نبرد، تا مرتكب معصيت نگرديده و مورد غضب او نيز قرار نمىگرفتيم؟ به نظر من اين فكر يك آرزوى بچهگانه است كه بدون درك مصلحت،
[١] - ملك/ آيه ٢