انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٠ - غرور و تكبر فرعون
حضرت موسى عليه السلام با لباس كهنه، بدون تشريفات آمده بود تا فرعون را بهسوى خداى واحد دعوت كند؛ نه لشكر داشت و نه ثروت، مسلماً فرعون از پذيرفتن دعوت آنحضرت عليه السلام سر باز مىزد. مقام و قدرت غالب انسانها را فاسد مىكند. وقتىكه فرعون به ظاهر حضرت موسى عليه السلام نگاه كرد، غرور و تكبرش اجازه نداد كه به معجزه و استدلال منطقى آنحضرت توجه كند. «فَتَوَلَّى بِرُكْنِهِ» بهسوى لشكر خود متوجه شد، ديد كه لشكر قوى و پر قدرت در كنار اوست، فرعون خيلى ساز و برگ نظامى داشت، او به تنهايى تمام كشور مصر را اداره مىكرد. در جواب موسى عليه السلام گفت: او يا جادوگر است و يا ديوانه. با توجه به اينكه موسى عليه السلام نزد فرعون چهره شناحته شده بود و فرعون از نبوغ فكرى و ذكاوت باطنى او به خوبى مطلع بود، به دروغ او را متهم كرد. وقتىكه مادر حضرت موسى عليه السلام او را در گهواره گذاشت و به درياى نيل رها كرد، خداوند جل جلاله محبت آنحضرت را در قلب فرعون و زن مؤمنهى او قرار داد و هردو موسى عليه السلام را به عنوان پسر خود انتخاب نمودند. موسى عليه السلام از كوچكى در خانه فرعون بزرگ شده بود و فرعون از تمام فضايل اخلاقى موسى باخبر بود و منطق رساى او را بخوبى مىدانست. فرعون يقين داشت كه موسى عليه السلام نه جادوگر است و نه ديوانه؛ بلكه او آنچه را كه ادعا مىكند يك حقيقت غير قابل انكار است.