انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧٠ - تمدن منهاى دين
كنند، چنين ارواح در واقع از هر حيوان درنده، درندهتر مىشوند و به همين دليل آنان جز بهخود به چيزى ديگر فكر نمىكنند.
آيا هيچ مىدانيد كه از اوايل قرن بيستم تا كنون چه قدر انسان كشته شده است؟ چهقدر به ناموس مردم تجاوز صورت گرفته است؟ چه قدر زير بناى اقتصادى مردم خراب گرديده است؟ به گمان من اگر صدها كتاب دراين مورد نوشته شود، بازهم كفايت نمىكند. با توجه به اين همه جنايات بازهم بشريت در فكر اصلاح خود نيستند و همچنان در مقابل خدا تكبر مىكنند. خيلى اوقات ممكن است در ذهن انسان خطور كند كه تذلّل براى خدا چه فايده دارد؟ خضوع و خشوع براى او يعنى چه؟ خداوند جل جلاله به تذلّل ما، به خضوع و خشوع ما به نيايش ما هيچ احتياجى ندارد، پس چرا در مقابل او خشوع كنيم؟ اين موضوع اشتباه است خضوع و خشوع براى خداست؛ ولى فايدهاش بهخود انسان مىرسد. اگر ما در مقابل خدا خضوع و خشوع كنيم و از خوف او بترسيم، حتماً با بندگان خدا نيز با عدالت و مهربانى رفتار مىكنيم، هيچ وقت به مردم ظلم نمىكنيم، بهمال و جان مردم تعدى نمىكنيم، به ناموس كسى تجاوز نخواهيم كرد؛ وقتىكه تعدى و تجاوز از بين برود مسلماً عدالت اجتماعى نيز برقرار مىشود، تمايلات عالى انسانى به وجود مىآيد، همه باهم احترام مىگذارند، در نتيجه دنيا براى همهى مردم گلستان مىشود. اگر روح انسان سركش و طغيانگر به بار بيايد، فرعون درست مىشود، فرعون شاخ و دم نداشت مثل ديگران آدم بود، منتهى غرور و تكبر و حُب قدرت او را ديوانه كرده بود.