انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٢ - اختلافات مفيد
مىگويد: فلان غذا لذيذتر است، يكى مىگويد: اين رنگ براى لباس خوب است، ديگرى مىگويد: فلان رنگ لباس خوب است، طبيعت انسانها مختلف است، در همه چيز باهم اختلاف دارند. علت اختلافات انسانها اين است كه فكر آنان در دايره محدود قرار دارد و به همين دليل باهم اختلاف پيدا مىكنند.
«وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً» اگر پروردگار تو مىخواست همهى مردم را يك امت درست مىكرد، يعنى مىتوانست طبيعت آنان را نيز تغيير دهد. خداوند جل جلاله حكيم است و نمىخواهد طبيعت كسى را تغيير دهد؛ زيرا نظام طبيعت بر اساس همين اختلافات استوار است، اگر طبيعت مردم يكسان مىبود و همه به يك جهت فكر مىكردند، مشكلات زيادى در جهان به وجود مىآمد؟ بهعنوان مثال، اگر همهى مردم درس مىخواندند و همه داكتر مىشدند و يا همه مهندس مىشدند، يا همهى مردم عالم دينى مىشدند يا همه يك شغل ديگر را انتخاب مىكردند، زندگانى مردم از هم مىپاشيد و نظام اجتماعى خراب مىشد، زيرا نظام طبيعت به همه چيز ضرورت دارد؛ عالم دينى مىخواهد، مهندس مىخواهد، داكتر مىخواهد، اقتصاد شناس مىخواهد، رياضىدان مىخواهد، نويسنده مىخواهد، كار فرما مىخواهد، كارگر مىخواهد، نجار مىخواهد، زرگر مىخواهد، قصاب مىخواهد، چوپان مىخواهد، جاروكش مىخواهد. اگر تمام مردم در يك صنف يا در يك رشته روى مىآوردند، اينهمه نيازهاى جامعه از كجا تأمين مىگرديد؟ تمام نيازمندىهاى بشر از اختلافات طبيعى و فكرى به وجود مىآيد. در واقع اختلافات طبيعى و همه جانبه