انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٣ - فرار از شريعت
منكر شوند تا هيچگونه مسئولتى متوجه آنان نشود، واقعاً عذرى بدتر ازگناه همين است كه ماده پرستان انجام مىدهند.
اين عمل دانشمندان مثل اين مىماند كه يك نفر مريض نزد داكتر متخصص برود و از او تقاضاى نسخه نمايد، بعد از معاينه و تشخيص، داكتر به او نسخه مىدهد و مىگويد: از خوردن فلان چيزها پرهيز كن كه براى شما ضرر دارد و در ضمن از دواى كه به شما دادهام طبق هدايت، بهصورت مرتب بدون كم و كسر استفاده كن. مريض براى اينكه از لذت خوردنىها و آشاميدنىهاى مورد ميل خود محروم نشود، داكتر را متهم به ندانستن مىكند، مىگويد: اين داكتر چيزى را نمىفهمد، بىخود مرا از بعضى خوردنىها منع مىكند، بىخود اين همه داروى بد مزه را برايم تجويز كردهاست. خود مريض مىداند كه داكتر متخصص و لايق است، اما اگر لياقت او را تاييد كند، بايد به نسخه او نيز عمل كند و از چيزهايى كه اورا منع كرده بايد پرهيزكند، لذا داكتر را متهم مىكند كه نتوانسته مرض اورا درست تشخيص دهد. اين چنين اشخاص در واقع با حيات خود بازى مىكنند، خود را به نابودى مىكشانند، آنان فكر مىكنند كه با بستن چنين اتهامات به داكتر ضرر مىرسانند؛ در حالىكه چنين نيست؛ بلكه آنان به حيات خود ضرر مىرسانند. اين عده در واقع از عقل خود فرار مىكنند، خود را به بىعقلى كشانيدهاند؛ زيرا انسان عاقل براى سلامتى خود ساعتها در مطب داكتر انتظار مىكشد تا نوبت معاينه به او برسد، وقتىكه معاينه شد به نسخه داكتر احترام مىگذارد و به دستورالعمل او گوش مىدهد.