انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٠ - دين تنها راه خوش بختى
را به خوبى مىدانند؛ اما كار از كار گذشته و زور حكومتها نمىرسد كه از قاچاق آن جلوگيرى كنند. حكومتهاى غربى در ابتدا دين را تضعيف كردند، ارزشهاى اخلاقى را تضعيف كردند، اكنون مىدانند كه اشتباه بزرگى را مرتكب شدهاند؛ ولى كار از كار گذشته و هيچكارى از دستشان ساخته نيست. غربىها در أثر لجبازى هاىكه دارند، تصميم بازگشت به ارزشهاى اخلاقى را ندارند؛ لذا در مقابل مشكلات اجتماعى ناكام مىمانند. آنان هيچ وقت به اصلاح جامعه غرب موفق نمىشوند. مردم غرب از دين فاصله گرفتهاند، زندگانى دنيا براى آنان پوچ است. هر روز صبح آفتاب طلوع مىكند و در شب غروب مىكند، هيچكس از زندگى خود راضى نيست، تمام روز بدون هدف مانند حيوان كار مىكنند، شبها در خانه مىآيند، مقدار غذا مىخورند و ساعتى هم به تلويزيون نگاه مىكنند، سپس خسته و بىحال مىخوابند. دوباره صبح از خواب بر مىخيزند، بدون هدف مشغول كار مىشوند؛ لذا زندگى براى غربىها خسته كننده مىشود. ارزش زندگى در پناه دين است، بدون دين زندگى پوچ و بى ارزش مىشود.
دين تنها راه خوشبختى
دين تنها چيزى است كه به زندگى انسان معنى مىبخشد؛ اگر انسان به دين معتقد باشد و به روز قيامت ايمان داشته باشد! زندگى خود به خود معنى پيدا مىكند. دنيا محل تجارت است، هر روز آن داراى ارزش است، انسان صبح از خواب برمىخيزد، پس از عبادت خدا براى كسب منفعت وارد بازار زندگى مىشود، از صبح تا شب