انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٩ - تسليم بودن به خدا
مىگويد: در هر نفس كشيدن دو نعمت وجود دارد و براى هر نعمت شكرى واجب مىشود، آيا كسى مىتواند از عهده اين همه شكر برآيد؟.
تسليم بودن به خدا
بنابراين از نظر فلسفه ما به تنفس، به سلامتى جسم، به سلامتى مغز و روح خود در هر ثانيه و در هر لحظه محتاج به افاضه خداوند جل جلاله هستيم و اگر يك لحظه خداوند جل جلاله افاضه خود را از ما بگيرد معدوم مىشويم، نه تنها انسان؛ بلكه تمام كائنات اين چنين است، اگر يك لحظه افاضه خدا از كائنات گرفته شود تمام كائنات محو و نابود مىشود. عجيب سلطنتى، عجيب قدرتى، عجيب حكمت و عظمت براى خدا وجود دارد كه هيچگاه به بندگانش محتاج نمىباشد؛ ولى ما بندگان هستيم كه به خدا محتاجيم، تكامل ما به عبادت خدا مربوط است، پس بايد جهت تكامل روحى خود هميشه به خدا تسليم باشيم و با حضور قلب، با خضوع و خشوع عبادت او را انجام دهيم. ما به عنوان يك انسان وظيفه داريم كه در برابر اراده خدا بدون قيد و شرط تسليم باشيم. اصل فلسفه عبادت نيز همين است كه انسان در آخرين مرحله ذلت و خوارى، با خضوع وخشوع تمام در برابر عظمت موجود لايتناهى تسليم باشد. علم، قدرت و عظمت خدا لايتناهى است. چرا انسان در مقابل چنين موجود لايتناهى تسليم نباشد؟ و چرا در مخالفت با او برخيزد؟ انسان عابد بايد آخرين مرحله عبوديت را كه