انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤٨ - تناقض گوى ماديين
تصادف بهوجود آمده و چند روز مانند گياهان در اين دنيا زندگى مىكند و سپس نابود مىشود.
تناقضگوى ماديين
دانشمندان مادى تناقض گوى مىكنند، در واقع جهل و نادانى خود را نشان مىدهند. تناقضگوى از خود حد و حدودى دارد؛ ولى متأسفانه تناقض گوى ماديين بيش از اندازه مىباشد. اگر كسى بگويد: يكى از اجزاى بسيار كوچك و جزئى بدن انسان بىكار و بدون هدف خلق شده است، دانشمندان مادى قبول نمىكنند، مىگويند: چگونه ممكن است كه آن عضو بدون هدف باشد؟! درحالىكه تمام اجزاى بدن از كلّى تا جزئى، هركدام هدفمند و دارى وظيفه هستند. ماديين تا اينجا علت را قبول دارند، وقتىكه به علت تمام وجود مىرسد، مىگويند: بىهدف است، هيچ علتى براى آفرينش انسان وجود ندارد. اين تناقضگوى دانشمندان غرب نشان حماقت، جهل و ديوانگى آنان است، مگر مىشود تمام اجزاى بدن انسان هدفمند باشند؛ اما خود انسان كه تمام اجزا به او مربوط مىشود، بدون هدف باشد؟! علم فيزيولوژى اكنون خيلى از اسرار ناشناخته بدن انسان را كشف نموده و وظايف تك تك اعضاى بدن را مشخص نموده است.
اين موضوع تنها به انسانها مربوط نيست؛ بلكه به حيوانات و نباتات نيز مربوط است؛ يعنى هيچ عضوى بدن، چه بدن انسانها، چه بدن حيوانات و چه بدن نباتات، بدون هدف نيست، همه هدفمند خلق شده است. هركدام از خود وظايف مشخص و