انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٩ - انواع و اقسام ظلم
نمىخوانند، روزه نمىگيرند و به دستورات دينى عمل نمىكنند، در واقع بر خود ظلم مىكنند. كفار اگر خدا را قبول نمىكند، به خدا ضرر نمىرسد؛ بلكه بر خود ستم مىكنند. كسىكه دروغ مىگويد، غيبت مردم را مىگويد، عمل زشت انجام مىدهد، فساد انجام مىدهد، در واقع برخود ظلم و ستم مىكند، خدا عالم است از همه چيز خبر دارد. در روز قيامت اعضاى بدن انسان بر عليه خودش شهادت مىدهد، خود انسان در آتش جهنم عذاب مىشود، انسان هركار زشتى را كه انسان انجام مىدهد، در حقيقت بر خودش ستم مىكند، ضرر افعالش بهخودش برمىگردد. خداوند جل جلاله بندگان خود را دوست دارد و آنچه را كه دستور داده است براى سعادت و خوشبختى انسانهاست، اگر كسى قبول نمىكند به خدا ستم نمىشود؛ بلكه به خود ستم مىنمايد. سعدى ميگويد:
|
يكى بر سر شاخ و بُن مىبُريد |
خداوند بستان نگاه كرد و ديد |
|
|
بگفتا كه اين مرد بد مىكند |
نه بامن كه بر نفس خود مىكند |
|
وقتىكه صاحب باغ وارد شد، ديد كه يك نفر دزد با ارّه يا تبر شاخهاى درخت را مىبُرّد، نگاه كرد كه دزد در سر شاخ نشسته و از بيخ شاخه ارّه مىكند. بُن همان آخر شاخه را مىگويد كه به درخت چسپيده است. دزد سر شاخ نشسته و از بيخ با ارّه آن را قطع مىكند، باغبان اين وضعيت را ديد و گفت: اين مرد كارى بدى را انجام مىدهد، نه براى من، بلكه براى خود، شعر سعدى عين واقعيت را بيان مىكند، انسان اگر سر شاخه بنشيند و بخواهد شاخه را از بيخ قطع كند، مسلم است با شاخ درخت