انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٩ - فرار به سوى خدا
شيطان گمراه شويد؟ اگر نمىخواهيد؛ «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ» پس بهسوى خدا فرار كنيد. طبيعت انسان اين چنين است كه در هرجايى احساس خطر كند، در صورت امكان فرار را بر قرار ترجيح مىدهد. بهعنوان مثال اگر كسى در خانهى نشسته باشد و در وازه آنهم بر روى او قفل باشد؛ در آن هنگام بهصورت ناگهانى زلزله بهوجود آيد، به نظر شما چهكار مىكند؟ راه فرار هم ندارد. در اينحالت مسلماً او احساس خطر مىكند، از زلزله مىترسد؛ ولى فرار نمىتواند، چون راه فرار ندارد. او مىداند كه زلزله اگر شديد شود، سقف ديوار پايين مىريزد و او را نيز خواهد كشت؛ اما راه براى فرار كردن ندارد، مجبور است در همانجا بماند حتى اگر زير سقف شود. يكوقت قضيه برعكس است، درب منزل بر روى انسان باز است، دراينصورت تا احساس كند كه زلزله مىآيد، فوراً فرار مىكند، چون راه فرار وجود دارد، هر عاقلىكه باشد در چنين شرايطى فرار مىكند؛ زيرا مىداند كه در بيرون منزل فضاى أمن برايش وجود دارد؛ اگر خود را در فضاى أمن برساند، از خطرهاى احتمالى مصون مىماند. انسان بهصورت طبيعى همواره از خطر فرار مىكند. سعى انسان بر اين است كه در صورت وقوع هر خطرى خود را بايد در جاهاى برساند كه أمن باشد.
انسان در دو حالت تصميم به فرار مىگيرد. حالت اول اينكه احساس خطر كند. حالت دوم اينكه پناهگاهى براى او وجود داشته باشد. اگر پناهگاه و اميدى براى زنده ماندن وجود نداشته باشد كسى فرار نمىكند؛ هرچند احساس خطر كند؛ زيرا نمىتواند فرار كند. آيه مباركه مىفرمايد: «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ» از گمراهى و وسوسههاى شيطانى