انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٩ - غرور و تكبر فرعون
خواندن قهقه مىخندند و نمازگزار را مسخره مىكنند. مىگويند: نماز چيست؟ روزه چيست؟ اخلاق چيست؟ دين چيست؟ اينها به درد امروز نمىخورد؟ برويد دنبال كار خود، به اين كارهاى مزخرف وقت خود را ضايع نكنيد. اين عده در جوانى دين را به باد مسخره مىگيرند، امّا يكزمانى خواهد رسيد كه جوانىشان به پيرى مبدّل مىشود، آنوقت با قد خميده و عصاى چوبى متوجه مىشود كه چه اشتباهى را مرتكب شده اند! وقتىكه دستهاىشان از پيرى بلرزد، شبها از شدت ضعف نتوانند بخوابند، آن وقت است كه غرور و تكبرشان شكسته مىشود، آنوقت است كه احساس ذلت و حقارت مىكنند. چه خوب است كه انسان در جوانى به خدا تسليم شود، در هنگام توانايى و قدرت به خدا ايمان بياورد، در وقتىكه ثروت و دارايى در اختيار دارد در مقابل خدا تواضع كند. اگر انسان در تمام حالات زندگى، چه در پيرى، جوانى، فقر، دارايى، قدرتمندى و ضعف، با خداى خود ارتباط برقرار كند، خدا او را يارى مىكند، آخرت او را به لطف و رحمت خود بيمه مىنمايد، برعكس تكبر و غرور در برابر عظمت او انسان را ذليل و خوار مىسازد.
قرآن مجيد چيزهاى را بيان مىكند كه براى ما پند و عبرت است؛ قرآن كتاب تاريخ نيست كه مسايل تاريخى را براى ما بيان نمايد. قرآن در تمام قضايا نكتههاى حساس و عبرت انگيز را براى انسانها بيان مىكند. بهعنوان مثال، داستان حضرت موسى عليه السلام و فرعون در قرآن مجيد زياد تكرار شده است؛ ولى در هر جاى به صورت مختلف بيان نموده است؛ ولى هركدام آنها به نحوى براى تربيت انسان مفيد مىباشد،