انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢١ - علت شناسى
كتاب چندصد صفحهى را بردارد و مطالب آن را بخواند، خيلى زود متوجه صاحب كتاب مىشود و زود مىفهمد كه نويسنده اين كتاب آدم با سواد و عالم بوده است؛ يا اينكه نويسنده آدم بىسواد و كم علم بوده است، در هردو صورت انسان زود متوجه مطالب آن كتاب مىشود. ممكن انسان صاحب كتاب را نشناسد؛ اما از مطالب كتاب شخصيت علمى او برايش مشخص مىشود. با خواندن چند ورق از مطالب كتاب انسان مىتواند شخصيت نويسنده آن را تشخيص دهد؛ اما با مطالعه جهان طبيعت كه كتاب بزرگ خداست چرا انسان متوجه خالق آن نمىشود؟ چرا با اين همه دقت صنع و حكمت بالغهى كه در جهان طبيعت بهكار رفته است خالق آن را نمىشناسد؟.
جهان طبيعت در واقع كتاب بزرگ خداوند جل جلاله است. انسان هرچند در طبيعت بيشتر كنجكاوى كند، به عظمت و بزرگى خالق آن بيشتر پىمىبرد. علم و دانش انسان هرچند بالا برود، به همان اندازه معرفت انسان نيز به خدا بيشتر گرديده و عاشق كمال و جمال او مىشود. اكنون علم فيزيولوژى مجالى براى اينكه انسان در مورد وجود خدا شك كند باقى نگذاشته است، اعضاى بدن انسان آينه تمام نماى پروردگار جهان است، فوايد و پىچيدگى اعضاى بدن انسان به حدّى است كه وجود يك خالق حكيم و مدبر را براى انسان ثابت مىكند؛ همينگونه، سراسر جهان طبيعت، مالامال از حكمت و نشانههاى خدا است، آسمان، زمين، ستارهها، سيارهها همه از حكمت بالغه خدا حكايت دارند. در آيه قبل خوانديم كه: «وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ» چه قدرت و حكمتى وجود دارد كه ستارهها در يك ثانيه" شصت و شش هزار" كيلومتر