انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٦ - تناقض گوى ماترياليست ها
تناقضگوى ماترياليستها
بنا براين انسان هيچگونه قدرتى ندارد و هرگز نمىتواند ادعا كند كه چنين نظام پىچيده را خلق كرده است، باتوجه به اين مطالب، بشر بايد از عمق جان به خدا تسليم شود و هرگز در مقابل او سركشى نكند. بشر در طول تاريخ از فرمان خدا سركشى و سر پيچى نموده است و بدون دليل و منطق وجود او را منكر شده است. حتى در همين قرن بيست و يكم نيز بشر منكر خداست. مشركين قريش در حالى وجود خدا را انكار مىكردند كه جاهل بودند، لجباز بودند، خرافه پرست بودند، بىسواد و درس نخوانده بودند، تمام اوصاف پستى در آنان ديده مىشد، آنان در چنين حالتى وجود خدا را منكر مىشدند و در عبادات خود براى خدا شريك مىتراشيدند و آنها را پرستش مىكردند، پرستش آنان بيشتر از روى جهالت بود.
اماّ انسانهاى عصر حاضر نه جاهل هستند و نه بىسواد و درس نخوانده، علوم تجربى اكنون قانون عليت را بهتمام معنى قبول دارد؛ مگر علوم تجربى را همين انسانهاى قرن بيستم و بيست و يكم به وجود نياوردهاند؟ مگر آنان علوم تجربى را قبول ندارند؟ اگر علوم تجربى را قبول دارند، چرا علت كائنات را قبول نمىكنند؟ در كوچكترين اجزاى موجودات قانون علّيت را مىپذيرند؛ ولى در كل كائنات كه مىرسند، مىگويند: بدون سبب خلق شده است، كائنات را معلول بىعلت مىدانند. عين همين سؤال در آيه مباركه مطرح شده است: «أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ» گويا اين سؤال در مورد انسانهاى قرن حاضر مطرح شده است.