انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩١ - هلاكت قوم عاد
هلاكت قوم عاد
«وَ فِي عادٍ إِذْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ»
داستان" قوم عاد" يكى از موضوعاتى مهم و قابل توجه براى انسانهاست. خداوند جل جلاله حضرت هود عليه السلام را براى آنان فرستاد، تا امور آن قوم ر اصلاح كند؛ ولى هرچند آنحضرت تلاش نمود، قوم عاد اصلاح نشدند. همانگونه كه فرعونيان نصيحت موسى عليه السلام را قبول نكردند، قوم عاد نيز نصيحت حضرت هود عليه السلام را نپذيرفتند. بعداز اينكه حجت بر آنان تمام شد، خداى متعال جل جلاله باد عقيم را بر آن قوم مسلط كرد. عقيم، يعنى نازا، به كسىكه اولاد به دنيا نمىآورد عقيم مىگويد. باد عقيم، به آن بادى گفته مىشود كه بارانى بدنبال خود نداشته باشد. بادها يكسان نيست، بلكه باهم فرق مىكند، بعضى از بادها ابرها را جمع نموده و به دنبال خود مىآورد يا ابرهاى پراگنده را جمع مىكند تا باران ببارد.
اما اين بادى را كه خداوند جل جلاله بر قوم عاد فرستاد، باران به دنبال نداشت، عقيم بود، هيچ ابرى به دنبال آن نبود كه باران توسط آن ببارد. باد عقيم به آن بادى مىگويد كه درختان را تلقيح نمىتواند. باد براى درختان بسيار مفيد است. گردهاى درختان نر توسط باد برداشته مىشود و سپس درختان ماده را تلقيح مىكند، تا اينكه ميوه بدهند. باد عقيم بارانى بهدنبال ندارد و درختان را نيز نمىتواند تلقيح كند. شما در تابستان