انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠١ - أهميت علوم تجربى
أهميت علوم تجربى
علم در واقع بر دو قسم است. يكى علوم دينىكه عبارت از فقه، اصول، تفسير، علم كلام، حديث، عقايد، علم اخلاق، همه اينها به علوم دينى مربوط مىشود. علم نحو، منطق، فلسفه، رجال، درايه از مقدمات علوم دينى مىباشند. علوم دينى تا حدود زيادى براى اثبات وجود آفريدگار جهان كمك نموده است؛ ولى خيلى براى آنانىكه منكر خدا هستند قناعت بخش نبوده است. اماّ در مورد علوم تجربى مىخواهم اعتراف مىكنم كه در واقع بالاتر از علوم دينى است. علوم تجربى در مورد اثبات وجود خدا، در مورد علم و حكمت خدا، در مورد قدرت و عظمت خدا، به مراتب از فلسفهى كه در اسلام است و به مراتب از علم كلامى كه در بين دانشمندان اسلامى معروف است بهتر و بيشتر وجود خدا را به اثبات رسانيده؛ زيرا در علوم تجربى صفات ثبوتى بيشتر آشكار گرديده است. علوم تجربى هيچ بهانهى را براى كسانىكه منكر وجود خدا هستند باقى نگذاشته و از نظر علمى اكنون كسى نمىتواند ادعا كند كه كائنات از باب تصادف پديد آمده و ما وجود خالق را براى كائنات نمىپذيريم.
بهترين علمىكه صفات ثبوتى خدا را به صورت تفصيل به اثبات مىرساند، علوم تجربى است. علوم تجربى انسان را عاشق خدا مىسازد. علوم تجربى علاوه براينكه انسان را عاشق جمال و حكمت خدا مىسازد، براى دنياى انسانها نيز بسيار مفيد مىباشد؛ خيلى استفادههاى تاكنون از علوم تجربى صورت گرفته است كه براى زندگانى بشر مفيد واقع شده است. تحصيل علوم براى انسانها هميشه ضرورى بوده