انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧٥ - علت فاعلى جهان
را بگويند. فاعل خلقت و آفرينش اين جهان را معرفى كنند؛ ولى متأسفانه در اين مورد جوابى ندارند. حالا اگر بپرسيم، اين خانه را كى ساخته است؟ اين فرش را كى بافته است؟ اين پنجره را كى تركيب نموده است؟ يكى يكى نام مىبرند، فوراً فاعل آنها را معرفى مىكنند. مىگويند فلان مهندس اين خانه را درست نموده، فلان قالى باف اين فرش را بافته است. فلان نجار اين پنجره را درست كرده است؛ اماّ وقتىكه از خالق كائنات بپرسيم، مىگويند: ماده، جواب سؤال را اشتباه مىدهند، در حالىكه تمام موجودات مادى داراى علت فاعلى هستند. ماديين در مورد أشياى جزئى علت را قبول دارند و علت فاعلى آن را رد نمىكنند؛ اما در آفرينش كائنات علت فاعلى را قبول نمىكنند، مىگويند: جهان مادى از باب اتفاق خلق شده است. در واقع آنان جواب معقول و منطقى براى اين سؤال ندارند و از باب عجز و ناتوانى مىگويند، كائنات از روى تصادف بهوجود آمده است.
ماديين مىدانند، اگر بگويند جهان از خود علت فاعلى دارد، بايد قبول كنند كه علت فاعلى آن خداست؛ زيرا جز خدا كسى ديگر توانايى اينكار را ندارد. بر همين اساس لجبازى مىكنند و حاضر نمىشوند به حقيقت آفرينش اعتراف نمايند، براى اينكه اگر انسان فاعل را قبول كند، مىداند كه فاعِل اين عالم پهناور عاقل، عالم، مدبر و توانا است و طبعاً خلقت كائنات داراى علت غايى است و هدفمندانه آن را به وجود آورده است. به عنوان مثال، اگر ديوانهى بيايد يقهى يك نفر را پاره كند، كسى سؤال نمىكند چرا او اين كار را انجام داد؛ زيرا مىداند كه او ديوانه است و