انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨١ - ترس فرعون از موسى عليه السلام
ترس فرعون از موسى عليه السلام
فرعون از ترس اينكه سلطنت و زمامدارى خود را از دست ندهد، از ترس اينكه از موقعيت او چيزى كاسته نشود، موسى عليه السلام را به جادوگرى و ديوانگى متهم كرد؛ زيرا هيچ دليل منطقى در برابر دعوت موسى عليه السلام نداشت. فرعون مجبور شد كه راه فحش و دشنام را در مقابل فرستادهى خداوند جل جلاله انتخاب كند. كار انسانهاى كه منطق انسانى ندارند همين است. درطول تاريخ اين موضوع تجربه شده است كه انسانهاى متكبر وقتىكه دليل منطقى در برابر حق پيدا نمىتوانست، به مبلغين و مروجين حق دشنام مىدادند، تهمت و افترا مىبستند. كار زمامداران و زورگويان قلدر همين است كه با غرور، تكبر، تمسخر و توهين در برابر منطق و استدلال برخورد مىكنند، در حالىكه انبياء هيچگاه از راه زورگوى و قلدرى وارد نمىشدند، هيچگاه به كسى بدگوى نمىكردند، فحش و دشنام بهكسى نمىدادند. تمام انبياء با اخلاق نيكو با مردم برخورد مىكردند؛ حتى اگر مردم به انبياء فحش و دشنام هم مىدادند! آنان با اخلاق حسنه و ملايمت، با دليل و منطق براى مردم جواب مىگفتند. يكى از خصلتهاى انبياء عليهم السلام همين بوده كه بر نفس خود مسلط بودند و هيچ وقت با مردم تندى و بد خلقى نمىكردند.
كار انبياء ارشاد و تبليغ مردم بود، آنان هميشه با شيوههاى منطقى، با عطوفت و مهربانى مردم را بهسوى خدا ارشاد مىكردند؛ امّا زمامداران قُلدر و رياست طلب،