انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦ - گمراه كننده ها
گمراه كنندهها
مطلب دوم: انسانيت انسان تقاضا نمىكند كه به طرف باطل برود، هيچ كس راضى نمىشود كه دروغگو باشد يا از حق دور باشد، چه رسد به اينكه دروغ پرداز باشد. انسان دروغ پرداز در واقع نوكر دروغگويان است؛ براى اينكه دروغگوى دروغ مىگويد و دورغ پرداز آن را توجيه مىكند. يك موقع كسى پيدا مىشود كه حق را اصلًا قبول ندارد و زير بار حق نمىرود؛ منتهى كار به كار ديگران ندارد؛ ولى يك وقت كسى در ظاهر حق را قبول دارد؛ اماّ در باطن آن را قبول ندارد. باطن او فاسد است و در عمل ديگران را گمراه مىكند، در عمل مردم را به بيراهه مىكشاند. معلوم است كه دومى خبيثتر وپليدتر از اولى است. ممكن است كسى پيدا شود به خاطر پستى و خبث باطنى، يا به خاطر جهالت و نادانى خود، يا اينكه غبى و كودن است به راه باطل رفته و گمراه شود. ما به چنين شخصى كار نداريم؛ ولى يك موقع است كه عدهاى بهنام استاد و يا معلم در مدارس و مكاتب، عمداً بچههاى مردم را بىدين درست مىكنند، بچههاى كوچك نمىدانند كه استادشان گمراه است، فكر مىكنند هرچه استاد به آنان مىگويد درست است. اين گونه اساتيد باطن سياه دارند و از طريق مختلف، با الفاظ جذاب و فريبنده بچههاى كوچك مدرسه را از دين منحرف مىكنند. گاهى هم با مسخره، توهين و تحقير، بچههاى كوچك را از حق دور و به باطل وصل مىكنند. اين عده خيلى خطرناك هستند و ما بايد هميشه مواظب چنين افرادهاى خبيث و گمراه كننده باشيم.