انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧٤ - علت فاعلى جهان
بنابراين هر چيزى مادى از خود چهار علت دارد و بدون اين چهار علت وجود آنها ممكن نيست. به عنوان مثال اگر من اكنون از شما بپرسم كه اين ميز جلو روى مرا كى ساخته است؟ شما در جواب بگوييد، از چوب ساخته شده. اين جواب اشتباه است؛ زيرا من نگفتم كه اين ميز از چه ساخته شده است، گفتم اين ميز را كى ساخته است؟ بايد شما علت فاعلى را برايم معرفى كنيد، بگوييد اين ميز را نجار ساخته است. زيرا علت فاعلى آن نجار است. انسان بايد درست و منطقى جواب بدهيد و نبايد خلط مطلب نمايد. اگر بگويم: اين ميز را براى چه ساخته است؟ معلوم مىشود، فاعل آن ميز عاقل بوده و حتما براى كارى آن را ساخته است. ميز معمولًا براى كارهاى ادارى و دفترى ساخته مىشود و از وجود ميز فهميده مىشود كه سازنده ميز شخص عاقل و هدفمند بوده است.
علت فاعلى جهان
اين مثال يك مثال ساده و عوام فهمى بود كه همه مىفهمند و مىدانند كه ميز بدون نجار، بدون چوب، بدون هدف و بدون شكل و صورت قابليت وجودى ندارد و بايد اين چهار علت موجود باشد تا يك ميز ساخته شود. متأسفانه وقتىكه از ماديين بپرسيم، اين عالم را با اين همه زيبايى چهكسى ساخته است؟ مىگويند: ماده. جواب اشتباه مىدهند، ما از علت مادى آن سؤال نكرديم؛ بلكه از علت فاعلى آن سؤال كرديم. اگر ما مىپرسيديم اين عالم از چه ساخته شده است. جواب ماديين درست بود؛ اما زمانىكه ما بپرسيم جهان را چه كسى خلق نموده است، بايد جواب فاعلى آن