انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٤ - اصرار بر تناقض گوى
وجود داشتند كه بعد از مرگ آنان اشعارشان نيز محو و نابود گرديد؛ اكنون شما نيز ناراحت نباشيد، پيغمبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم چند روزى بين مردم شعر مىخواند و سرانجام او هم مىميرد، وقتىكه او از بين رفت، اشعار او نيز به فراموشى سپرده مىشود. سپس بتهاى ما دوباره به اقتدار خودشان برمىگردند و ما نيز از شرّ او خلاص مىشويم. وقتىكه اين حرف را بزرگان قريش شنيدند، همه گفتند أحسنت، عجب حرفى گفتى! خوب است ما بايد كمى انتظار بكشيم تا پيغمبراسلام صلى الله عليه وآله وسلم فوت كند، زمانىكه او فوت كرد، ما به كار خود ادامه مىدهيم. تمام" اهل الندوه" حرف آن مشرك را تصديق كردند و با خيال راحت هركدام به دنبال كار خود رفتند.
اصرار بر تناقضگوى
«فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ»
آيه مباركه براى رد گفتار مشركين قريش نازل شده است، مىفرمايد: به مردم ياد آورى كن، آنان را موعظه كن كه تو به لطف و نعمت پروردگارت نه كاهن هستى و نه مجنون. در بين عربها اين سه لفظ بسيار معروف بود و پيغمبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه وآله وسلم را نيز هميشه به اين سه چيز متهم مىكردند.
١- بعض اوقات مىگفتند: پيغمبر كاهن است. كاهن به كسى مىگويد كه" جنّيات" براى او اطلاع رسانى مىكنند، يعنى مىگفتند، براى پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم" جن" خبرهاى غيبى مىآورد و از گفتههاى" جن" براى مردم چيزى را خبر مىدهد. البته