انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧ - فطرت حق طلبى
فطرت حق طلبى
در هرچيزى كه باطل وجود داشته باشد، انسانيت انسان آن را قبول نمىكند؛ بلكه آن را زشت مىداند. انسان با همان فطرتى كه دارد سعى مىكند كه در موضوعات اعتقادى، اخلاقى، فكرى و غيره خود را به حق برساند و حقيقت را كشف كند. انسانها از نظر فطرى دوست دارند كه حقيقت را درست در يابند؛ چه انسان عالم باشد و چه جاهل، كوچك باشد يا بزرگ، پير باشد يا جوان، حاكم باشد يا محكوم، در هر موقعيتىكه قرار داشته باشد دوست دارد كه به واقعيتها دست يابد.
شما حتماً بچههاى كوچك را ديدهايد كه گاهى با پدر و مادر خود گفتوگو مىكنند، كنج كاوى و تحقيق مىكنند؛ آيا تا حال در اين مورد فكر كردهايد كه براى چه آنان اينكار را انجام مىدهند؟ تحقيق و كنجكاوى اطفال براى اين است كه به حقيقت برسند.
اطفال با اينكه كوچك هستند، خيلى دوست دارند واقعيتها را بفهمند. مثلًا بابا چرا خنديدى؟ بابا چرا امروز ناراحتى؟ بابا كجا مىروى؟ مادر چه مىپزى؟ مادر درآن ظرف چيست؟ تحقيق مىكند و مىپرسد. انسان از همان اوايلكه به دنيا مىآيد از نظر فطرى جستجوگراست، بچهها از همان اوايل زندگانى شروع مىكنند به جستجو كردن، به تحقيق كردن، تلاش مىكنند كه حقيقت يك چيز را بفهمند.
هيچكس دوست ندارد كه در زندگانى خود فريب بخورد و يا بر چيزى دست يابد كه واقعيت نداشته باشد. ما و شما اكنون چهقدر خوشحال هستيم كه دانشمندان