انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧٣ - علت هاى أشياى مادى
انسان نمىتواند كارى را بدون هدف مشخص، انجام دهد. اگر كسى بدون هدف شروع به انجام كارى كند، در واقع ديوانه و يا شبيه ديوانه است، مثل بچههاى كوچك، به محض اينكه داخل كوچه مىروند، شروع مىكنند به جمع كردن خاكهاى روى كوچه، بدون اينكه بداند خاكرا براى چه جمع مىكنند وقت خود را تلف و لباسهاى خود را كثيف مىكنند. انسان عاقل بايد براى شروع هر كارى هدف داشته باشد؛ مثلًا كسىكه ميز را به نجار سفارش مىكند هدف دارد. يا خودش به اين ميز ضرورت دارد، يا براى فروش آن را مىسازد. به اين مىگويد، علت غايى، يعنى هدف از ساختن يك چيز بايد مشخص باشد و انسان بداند براى چه ميز را درست مىكند؟.
سوم: علت مادى است، به اين معنىكه براى ساختن يك ميز به چوب ضرورت است، اگر چوب نباشد، نجار نمىتواند ميز چوبى بسازد. فاعل وقتى مىتواند چيزى را بسازد كه امكانات مادى آن فراهم باشد؛ اگر امكانات مادى وجود نداشته باشد، چيزى ساخته نمىشود. ممكن نيست كه نجار بدون چوب، يك ميز چوبى درست كند، يا يك آهنگر بدون آهن دروازه فلزى بسازد.
چهارم: علت صورى است. بايد ابتداء شكل ميز ترسيم شود و فاعل بايد بداند كه ميز را به كدام شكل درست كند؟ صورت و ديزاين ميز بايد از قبل مشخص باشد، هروقت صورت ميز را به تصوير بكشد، آنگاه نجار مىتواند ميز را به صورت مطلوب درست نمايد.