انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٨ - تشكيلات اجتماعى در دنيا
براى اينكه ضررها و منفعتهاى كه بر يك كشور وارد مىشود، مربوط به تمام مردم آن كشور مىشود و به فرد خاص تعلق نمىگيرد.
٧- هفتمين واحد تشكيلاتى را مردمى تشكيل مىدهند كه در يك قاره زندگانى مىكنند. زندگانى مشترك ميان مردم يك قاره نياز شديدتر به همكارى اجتماعى دارد؛ زيرا اگر ضررى متوجه يك قاره شود، تمام مردم آن قاره خسارت مند مىشود و همينگونه، اگر نفعى بر آن قاره وارد شود، تمام مردم در منفعت آن باهم شريك مىباشند.
واحدهاى تشكيلاتى بشر نسبت به همديگر فرق دارند؛ يعنى از واحد تشكيلاتى يك خانواده كه حساب كنيم، تا واحد تشكيلاتى يك قاره، به ترتيب ارتباطات ضعيف و ضعيفتر مىشود؛ زيرا موضوع ارتباطى در يك خانواده خيلى قوىتر از ارتباطات بين فاميل است و ارتباطات فاميلى خيلى قوىتر از ارتباطات در يك كوچه يا يك دهكده مىباشد. در واقع هرچند تشكيلات وسيعتر شود، به همان اندازه ارتباطات نيز ضعيفتر مىشود. اين واحدهاى تشكيلاتى، در نزد بشرضرورى و داراى اعتبار است؛ اما در نزد خداوند متعال جل جلاله واحدهاى تشكيلاتى هيچگونه ارزشى ندارد و چنانچه در يك شهر عذاب واقع شود، فقط آنانىكه مجرم هستند عذاب مىشوند، مؤمنين از عذاب خدا نجات ميابند. در روز قيامت و ميدان حساب نيز اين واحدهاى تشكيلاتى دنيا بدرد نمىخورد؛ بلكه از هم مىپاشند.