انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٧ - انواع و اقسام ظلم
اگر انسان حتى دو افغانى از مال مردم را به ناحق بخورد ظلم است، ظالم بخشيده نمىشود مگر اينكه حق مظلوم را به خودش برگرداند يا از او حلّيت بخواهد. اگر مالش خورده برايش پس بدهد، اگر غيبتش گفته بايد حلّيت بخواهد، اگر تهمتى بر او بسته بايد حرف خود را پس بگيرد و براى او اعلان برائت كند، به هر صورتىكه ممكن باشد بايد شخص مظلوم را از خود راضى نمايد؛ زيرا سنت خدا براين است كه حق كسى را به كسى ديگر نمىبخشد.
اگر حق الله به گردن كسى باشد، ممكن است با توبه و استغفار خداوند جل جلاله او را ببخشد؛ ولى حق الناس را خدا هرگز به كسى نمىبخشد. پس بهتر است در دنيا انسان حساب خود را تصفيه كند، اگر حق كسى بر گردنش باشد او را از خود راضى كند. به اين معنى كه يا حق او را برايش باز گرداند يا از او حليت بخواهد، چنانچه انسان در دنيا حق كسى را ادا نكند، حق بر گردن او باقى مىماند و بايد در روز قيامت حساب آن را پس بدهد. در قيامت كسى حق خود را به ديگرى نمىبخشد، ممكن است بگويد: در عوض حقىكه بر شما دارم از عمل صالح خود برايم بدهيد، يا اينكه بگويد: در عوض حقىكه بر تو دارم از گناهان من برداريد. انسان بايد به خدا پناه ببرد حق مردم خيلى مشكل است. چه خوب است كه انسان در دنيا بر كسى ظلم نكند؛ اگر ظلم كرد بايد فوراً با شخص مظلوم تصفيه حساب كند. اگر شخص مظلوم مرده باشد، بايد به ورثهاش مراجعه كند و آنچيزهايىكه قابل انتقال است، مانند پول، زمين و يا اجناس ديگر، به ورثه او تسليم نمايد. البته حقوق مانند دروغ، تهمت، غيبت، افتراء و